آموخته های من در مورد مديريت ريسک و پروژه

مدیریت ریسک در صنایع نفت و گاز

|
مدتی پیش از دومین همایش مدیریت ریسک و بیمه در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی گفته بودم. علی رغم اینکه با عجله فراوان مقاله ای تحت عنوان "A Proposed Risk Management System in Oil Refinery Complexes" را که بیشتر جمع بندی تکالیف گروهی درس " آمار کاربردی" ترم های پیش بود را چند روزی دیرتر از موعد ارسال مقالات برای دبیرخانه همایش فرستادیم، به دلیل تداخل زمانی این همایش با گردهمایی سالانه جامعه تحلیل ریسک در آمریکا، قادر به شرکت در آن نخواهم بود!
در ایم مقاله، با تکیه بر دپارتمان مدیریت نگهداری و تعمیرات، سعی شده است ساختار سازمانی لازم جهت اجرای پروسه های سنتی مدیریت ریسک برای مدیریت ریسکها در بخش نگهداری و تعمیرات تعریف و تبیین شود.
لازم به ذکر است مقاله ای بسیار شبیه به مقاله بنده و دوستان من، توسط آقای دکتر نادر مظلومی تحت عنوان " آشنایی با ساختار جامع مدیریت ریسک درشرکتهای نفت، گاز و پتروشیمی" در این همایش ارائه خواهد شد.

پی نوشت 1: در صورت تمایل به داشتن مقاله من و دوستانم، به niamyaraghi@gmail.com ایمیل بزنید.
پی نوشت 2: اگر شما دراین همایش شرکت میکنید، لطفاً فایل الکترونیکی مقالات این همایش را در اختیار بنده قرار دهید!

مدیریت ریسک در صنایع برق

|

دو محقق دانشگاه Queensland استرالیا به نام های Adam Francis و Martin Skitmore تحقیقی در مورد استقرار مدیریت ریسک در صنعت برق در جنوب شرق این شهر انجام داده اند. این تحقیق که بر پایه پرسشنامه ای از43 مدیر پروژه فعال در این زمینه صورت گرفته است، نشان میدهد که کماکان مدیریت ریسک در پروژه ها از مهمترین و شاید به بیانی دیگر نقطه ضعف اساسی این صنعت است. به عقیده شرکت کنندگان در این تحقیق، از مهمترین دلایل عدم استفاده از مدیریت ریسک در پروژه های صنایع برق حساسیت مدیران به زمان و هزینه ای است که بایستی صرف فرایندهای میدریت ریسک شود.
جالب است که در این تحقیق بیش از نیمی از پاسخ دهندگان خود را کارشناس مدیریت ریسک میدانستند و افراد باقیمانده نیز ادعا کرده بودند که در آینده نزدیک دانشی در حد کارشناسی در این زمینه خواهند داشت.
52 درصد از این افراد خود را افرادی خنثی نسبت به ریسک ها میدانستند و البته 67 درصد معتقد بودند که باید تبدیل به انسانهایی ریسک پذیر شوند. نظر مدیران پروژه در مورد سازمانهای تحت مدیریتشان این است که 52 درصد آنان ریسک گریز ( واژه اختراعی من برای عبارت Risk adverse ) هستند.
علی رغم رشد سریع صنایع برق در استرالیا که انتظار میرفت مدیریت ریسک را نیز با خود به تعالی برساند، به نظر نوسندگان این مقاله، وجود نداشتن سیستم یکپارچه مدیریت ریسک در پروژه ها از مهم ترین دلایل عقب مانندن مدیریت ریسک از پیشرفت فنی و کمی پروژه ها است. البته در باره دلایل وجود چنین نقصی، دلایلی هم آورده که پیشنها میکنم خودتان مطالعه بفرمایید!
پی نوشت 1 : بنده شخصاً با نظر آنان کاملاً موافقم. در تحقیقات من در صنایع سوندی هم یکی از مهمترین چالش های مدیریت ریسک، تهیه استاندارد بین المللی بود. دو ماه است که مقاله من تحت بررسی توسط دو ژورنال GENEVA و Risk Research است. تنشان به تن خودمان خورده است انگار!
پی نوشت 2 : سه شنبه عازم نیویورک هستم.
پی نوشت 3 : سایت Hostelworld.com را یک شرکت آمریکایی خرید و از این به بعد اتباع محترم جمهوری اسلامی ایران قادر به رزرو هتل از این طریق نیستند! الیته کسانی که قبلاً رزرو کرده اند همچنان رزوشان پای برجاست! اینجاست که میگویند کار امروز به فردا مفکن ! وگرنه مثل من دو روز مانده به سفر بی سرپناه خواهی ماند!
پی نوشت 4 : کسی میداند که آیا میتوان متن کامل مقاله رو برای دالود روی سایت هایی مثل 4shared قرار داد یا نه. منظورم حقوق کپی رایت و اینهاست؟
پی نوشت 5 : برای کسانی که علاقه مند به داشتن اصل مقاله هستند :

Title:Risk management within the electrical distribution supply industry in South East Queensland

Author: A Francis, M Skitmore

Journal: Journal of Financial Management of Property and Construction

Year: 2005

Volume: 10

Issue: 1

Page: 45 - 54

ISSN: 1366-4387

Publisher: Emerald Group Publishing Limited


شانس چیست ؟ بخش دوم

|
عوامل تاثیر گذار بر موفقیت یا شکست را من به دو دسته درونی و برونی طبقه بندی میکنم.
در این طبقه بندی، عوامل برونی به عواملی اطلاق میشود که فرد/ سازمان دخالتی در رویداد آنها ندارد. چیزی شبیه به مثالی که آیدین در بخش نظرات پست قبل به آن اشاره کرده است. قبل از ادامه بحث، بایستی روشن شود که منظور ما از موفقیت یا شکست چیست؟ در این سری از نوشته ها، من فرض میکنم که بر اساس وضعیت فعلی فرد/ سازمان میتوان در مورد پیروزی یا شکست آن قضاوت کرد. به این معنا که فرض میکنم باراک حسین اوباما در حال حاضر موفق است. چرا که تصدی ریاست جمهوری آمنریکا را به عنوان شاخص موفقیت برای وی در نظر گرفته ام. اگرچه میتوان اداعا کرد که اگر وی رئیس جمهور آمریکا نمیشد، ممکن بود یک وکیلی بسیار موفق تر با آرامش زندگی بالاتر و در مجموع رضایتمندی بالاتر باشد. من تمامی این بحث را بر اساس وضعیت فعلی و آنچه در واقعیت اتفاق افتاده است و نه بر پایه حدس و گمان بنا کرده ام. به عبارت دیگر، من شانس را در آنچه شده است مرور میکنم نه در آنچه میتوانست بشود!
در مثال آیدین، به دنیا آمدن باراک حسین اوباما در آمریکا یک عامل بیرونی در موفقیت وی به عنوان رئیس جمهور آمریکا است. همانطور که اگر در کنیا به دنیا آمده بود، علی رغم داشتن تمکامی این توانایی ها و استعدادهایی که در حال حاضر دارد، شانس ریاست جمهوری آمریکا را نداشت. در مقابل عوامل بیرونی، عوامل درونی عواملی هستند که از دیدگاه من فرد/سازمان تسلط نسبتاً زیادی بر وری آنان دارد، هرچند ممکن است تسلطی بر پیامد و نتیجه این رویداد این عوامل نداشتنه باشد، اما بر تغییر هر یک از این عوامل میتواند تاثیر گذار باشد. برای روشن تر شدن موضع باز در مثال باراک اوباما، ریالست جمهوری وی به عنوان عامل درونی برای ربودن جایزه صلح نوبل طبقه بندی میشود. در این مثال، اگرچه وی حتی شاید خواب بردن این جایزه را قبل از کاندیداتوری ریاست جمهوری آمریکا نمیدید و هیچ برنامه خاصی هم برای تصاحب این جایزه نداشت، تلاش او برای رئیس جمهور شدن، جایزه نوبل را نیز به عنوان محصولی جانبی برای وی به صورتی ضانسی به ارمغان آورد ( توجه کنید که این مدل به شدت ساده شده است و از تاثیر عوامل دیگر صرفنظر شده است )

پی نوشت : فعلاً در سرزمین مادری به سر میبرم! اوضاع اینترنت آنقدر ها هم که فکر میکردم بد نیست! نکته جالبی که توجهم رو جلب کرده، سرعت رسیدگی مخابرات به گزارشات فیلترینگ اشتباه است. سایت کتابخانه دانشگاه کی تی اچ را فیلتر کرده بودند، در کمال ناامیدی، به ایمیل آنها گزارش فیلترینگ اشتباه دادم و امروز در کمال ناباوری دیدم ترتیب اثر داده اند و رفع فیلتر کرده اند! دستشان درد نکند!

شانس چیست؟

|
مدتی است که موضوع شانس ذهنم را مشغول کرده است. خیلی در تلاشم که به نوعی از طبقه بندی در افکارم در رابطه با مساله شانس دسترسی پیدا کنم. خوشحال میشوم اگر کمکی به من بکنید!

به نظر شما شانس چیست؟
چه تعریفی میتوان از آن ارائه داد؟
و آیا اساساً میتوان موفقیت ها و شکست های افراد را به شانس ربط داد؟
چگونه میتوان شانس را در قالب تئوری پیاده سازی نمود؟
آیا میتوان آنرا اندازه گیری کرد؟
آیا میتوان شانس افراد را با قطعیت پیش بینی کرد؟
و از همه مهمتر چگونه میتوان ارتباط شانس را با ریسک تعریف کرد؟

یادش به خير...

|
پی نوشت : امروز ( 12 آبان 87 ) زاینده رود دوباره جاری شد!

همایش سالانه جامعه تحلیل ریسک آمریکا

|
همایش سالانه جامعه تحلیل ریسک امسال در شهر بالتیمور ایالت مریلند آمریکا در تاریخ 6-9 دسامبر برگزار میشود. دو مقاله ای که قبلاً در مورد آنها صحبت کرده بودم، هر دو نه تنها مورد پذیرش قرار گرفته است، بلکه جایزه کمک هزینه سفر و شهریه حضور در کنفراس را نیز از آن خود کرد.
مقاله اول به کاربرد شبیه سازی مونت کارلو در تحلیل ریسک مدیریت زنجیره تامین و دومی در مورد کاربرد نظرات خبرگان به عنوان داده ورودی جهت تحلیل ریسک زمان و هزینه پروژه با تکنیک مونت کارلو است. خلاصه هر دو مقاله را میتوانید از روی سایت SRA ببینید.
خیلی راحت تر از آنچه فکر میکردم، پروسه صدور ویزا طی شد و امروز جشممان به ویزای 3 ماهه آمریکا روشن شد. فقط مانده خرید بلیط و رزرو هتل، به احتمال بسیار زیاد از 20 نوامبر تا 15 دسامبر آمریکا خواهم بود و سعی میکنم به غیر از مریلند چند ایالت دیگر رو هم ببینم. فعلاً به شدت در گیر برنامه ریزی سفر هستم. با توجه به نا آشنایی کامل من با آمریکا، کاری بسیار دشوار و استرس زا است. اگر از دوستان پیشنهادی دارند، مشتاقانه استقبال میکنم!

خارج از دستور - طراحی جدید پایگاه اینترنتی دانشگاه صنعتی اصفهان

|
هر بار که به وبسایت دانشگاه صنعتی اصفهان سر میزدم، دلم میگرفت! طراحی قدیمی و دلگیر آن تداعی کننده ساختمان های بتنی بی روح این دانشگاه بود! بعد از خساراتی که طی حوادث اخیر به تسهیلات فیزیکی این دانشگاه وارد آمد، انگار مسئولین به فکر راه دیگری افتاده اند. طراحی مدرن و زیبای وبسیات دانشگاه صنعتی اصفهان از دو نطر برای من جالب است. اول رنگ آبی تیره آن که شباهت زیادی به رنگ رسمی انستیتو فنی سلطنتی سوند دارد و دوم اینکه شاید در حال حاضر در بین موسسات آموزش عالی ایران، تنها وبسایتی باشد که طراحان آن کمی سلیقه به خرج داده اند!
لااقل از این به بعد با اعتماد به نفس بیشتری وبسایت دانشگاه را در مکاتباتم لینک میکنم.
دو نکته خیلی قشنگ دیگر هم توجه من را جلب کرده که متاسفانه هیچ یک از دانشگاه های ایرانی به آن توجهی ندارند.

1- شعار دانشگاه یا به عبارت بهتر دیدگاه دانشگاه. مثلاً KTH دو لغت Vetenskap و Konst را که به ترتیب به معنای دانش و هنر است در لوگوی خود به عنوان شعار قرار داده است. این رویه تقریباً برای تمامی دانشگاه های دنیا صادق است.
2- رنگ رسمی: رنگی است همانند رنگ لباس تیم های ملی کشورها . منتهی این برای دانشگاه است. رنگ KTH هم آبی تیره است.
به نظر من رنگ صنعتی اصفهان باید خاکستری یا مشکی باشد و شعارش :"دود چراغ! "